پیام‌ها

گام‌هایی به سوی بهشت – پیام اربعین 1443 هـ ق

پیام مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید محمد تقی مدرسی دام ظله
به مناسبت اربعين امام حسين علیه السلام
سال ۱۴۴۳هـ‌ق/۱۴۰۰هـ‌ش


بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين وصلى الله على محمد وآله الطاهرين

۱- امام حسین علیه السلام راهنمای بهشت

سلام و درود بر زائرین حسین (ع).
چه زیباست حیات امتی که در پناه خداوند متعال و همراه امام حسین (ع) باشد.
حیاتی با رنگ خدایی که خداوند درباره آن می‌فرماید: 

﴿صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ﴾؛ «[ایمان به خدا و پیامبران و کتاب‌هاى آسمانی] رنگى خدایی است، و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است؟! و ما تنها او را عبادت می‌کنیم».   

رنگ خدایی به چه معناست؟
نمونه‌های والایی است که در زندگی امام حسین (ع) تجلی یافت و در زندگی اهل بیت، یاران و دوستداران او نمود پیدا کرد.
در یک کلام: 
رنگ خدایی همان عبادتی است که خداوند می‌فرماید: 

﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ﴾؛ «من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند [و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند]».

امام حسین (ع) در شب عاشورا از دشمن مهلت خواست تا عهد خویش را با نماز تجدید کند. آخرین کلمات حضرت در روز عاشورا این بود: 

«بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ وَعَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللّهِ؛ به نام خدا و با [اعتماد به] خدا و بر آیین رسول خدا».

زائرین امام حسین (ع) در کربلا به خداوند متعال تقرب می‌جویند تا توبه‌‌شان را بپذیرد، در دنیا از دوستداران و شیعه پیامبر و آل او باشند و در آخرت به مقام والایی که خداوند وعده داده دست یابند. همان مقامی که خداوند می‌فرماید: 

﴿فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ﴾؛ «در جایگاه صدق [که همه نعمت‌هاى آن حقیقی است] در حضور خداوند که فرمانروایى مقتدر است».

جایی که بانگ سر می‌دهند: 

﴿سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِیمٍ﴾؛ «بر آن‌ها سلام (و درود الهی) است؛ این سخنی است از سوی پروردگاری مهربان».

چه سلامی دلنشین‌تر برای بنده از سلام خداوند جلیل؟ خوش به سعادت کسی که به این جایگاه رفیع نائل شود که امام خویش را خطاب قرار دهد: 

«إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ؛ من تسلیمم و در صلحم با کسی که با شما در صلح است».

زائرین گرامی! آیا شما همواره شفاعت حسین (ع) را از خداوند طلب نمی‌کردید؟ 

«اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی شَفَاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ، وَثَبِّتْ لِی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَأَصْحَابِ الْحُسَیْنِ الَّذِینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیهِ السَّلام؛ خدایا روزیم گردان شفاعت حسین (ع) را در روز ورود [به صحرای قیامت] و ثابت بدار گام راستیم را در نزد خودت با حسین (ع) و یاران حسین، آنان که بی‌دریغ جان خود را در راه حسین (ع) فدا کردند».

اگر در مسیر امام حسین (ع) گام برداریم و او را الگو و اسوه خود در تمام امور قرار دهیم، به اذن خداوند شفاعت حضرت شامل حال ما خواهد شد.


۲- قدم‌هایی که انسان را به بهشت نزدیک می‌کند

رعایت چند نکته سبب می‌شود قدم‌هایی که در راه کربلا برمی‌داریم، ما را به بهشت و رضوان الهی نزدیک کند و از خشم خداوند و آتش سوزان جهنم دور سازد.

زائر گرامی! 
گام‌های خود را در همان حال که بر خاک می‌نهی، بر نفس اماره و وسوسه‌های شیاطین انس و جن نیز بگذار، تا به اذن پروردگار برای همیشه از آفات آن‌ها رهایی یابی. بدین صورت از کربلا بازمی‌گردی در حالی که از تمامی پلیدی‌ها پاک گشته‌ای.

 نه تعصبی می‌ماند که نفرتت را نسبت به دیگران برانگیزد، نه غروری که خود را برتر از خلق الله ببینی و نه بدخواهی در دل می‌ماند که تو را به تجسس، غیبت و یا شایعه‌پراکنی وا دارد.

 پس از بازگشت از کربلا قلبت سرشار از محبت و هم‌دلی می‌شود و یاری به هم‌نوع، احترام به مردم، پارسایی در دنیا، میل به رضوان الهی و رغبت به تمامی اعمال صالحی که رهنمون بهشت است، در وجودت لبریز می‌شود.


۳- لقاء اللّه و ایمان راستین به غیب

دنیادوستی و اشتغال به امور دنیایی مانعی است بین انسان و ایمان حقیقی به غیب و لقاءالله. گرامی‌داشت یاد شهدا و به خصوص شهید بزرگ کربلا امام حسین (ع) این مانع را از میان بر‌می‌دارد.

آیا این‌طور نیست که امام حسین (ع) نزد خداست؟ آیا ما هم‌جواری او در بهشت را نمی‌خواهیم؟ 

اینجاست که عشق و محبت به امام حسین (ع)، ابا الفضل (ع) و اهل بیت و اصحاب راستین امام، به یاری دوستداران حقیقی آن‌ها آمده و موانع دستیابی به سعادت آخرت را از میان برمی‌دارد.
این صفت ایمانی والا مهم‌ترین ویژگی اصحاب امام (ع) بود.

بُریر در شب عاشورا با عبدالرحمن بن عبد ربه مزاح و خنده می‌کرد.
عبدالرحمن به او اشکال گرفت که این ساعت، زمان شوخی و بذله‌گویی نیست. بُریر در پاسخ گفت:

«خاندان من می‌دانند که من در زمان جوانی و پیری شوخی را دوست نداشته و ندارم. این مزاح و خنده‌ای که اکنون می‌کنم، بشارتی است برای آن نعمتی که به سوی آن می‌رویم. به خدا قسم چیزی مانع ما نیست مگر اینکه با شمشیرهای خود با این گروه یک ساعت بجنگیم و سپس حورالعین را در آغوش بگیریم».

این روحیه همان روحیه‌ای است که فرزندان ما در میدان نبرد بر علیه داعش داشتند و باعث شد تمامی موانع را کنار زنند و در فضایی معنوی آکنده از ایمان به غیب، شوق بهشت و میل به لقاءالله به سر برند.

شاید روح عابس بن شبیب در روز عاشورا نزد خداوند سبحان بود و تنها جسم او در میدان نبرد حاضر بود که با شجاعت و بدون زره به میان دشمن حمله‌ور شد. 

همچنین حضرت ابا الفضل (ع) که هنگام مواجهه با دشمن در بلندبالای ایمان به خداوند و عالم غیب قرار داشت. همان‌طور که امام صادق (ع) می‌فرماید: 

«کانَ عَمُّنَا العَبّاسُ بنُ عَلِیٍّ نافِذَ البَصیرَةِ، صُلبَ الإیمانِ، جاهَدَ مَعَ أبی عَبدِاللّه وأبلى بَلاءً حَسَنا ومَضى شَهیدَا؛ عموى ما، عباس، داراى بینشى ژرف و ایمانى راسخ بود؛ همراه با امام حسین (ع) جهاد کرد و نیک آزمایش داد و به شهادت رسید».

ای زائران گرامی! 
این‌گونه باید به دنبال دستیابی به این حالات والای روحانی باشیم.
از خداوند بخواهیم که عشق دیدار خود را روزی ما گرداند. همان‌گونه که امام سجاد (ع) همواره این خواسته را تکرار می‌کرد و می‌فرمود: 

«اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی التَّجَافِیَ عَنْ دَارِ الْغُرُورِ، وَالْإِنَابَةَ إِلَى دَارِ الْخُلُودِ؛ خدایا دورى از خانه فریب، و بازگشت به خانه جاویدان را روزی‌ام گردان».

اگر این نعمت بزرگ را در بازگشت از کربلا همراه داشته باشیم، امید داریم که در آخرت با امام حسین (ع) همراه شویم. همان‌گونه که بارها در زیارت عاشورا تکرار می‌کنیم: 

«وَأَسْأَلُهُ أَنْ یُبَلِّغَنِی الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللّهِ؛ و از او می‌خواهم که برساند مرا به مقام پسندیده‌ی شما در نزد خدا».  


۴- مؤمنین در چه حال و با چه دستاوردی از زیارت امام حسین (ع) باز می‌گردند؟

از زیارت امام حسین (ع) بازمی‌گردند در حالی که قلب‌ها پاک از گناه، دیدگان روشن به بصیرت ایمان و اراده‌ها استوار از اقتدا به شهدا است.
با برنامه‌ای پربار که ضامن سعادت دنیاست بازمی‌گردند و خود را برای روزی که تنها داشتن قلب سلیم به کار آید، آکنده از تقوا کرده‌اند، روزی که مال و فرزند بهره‌ای برای انسان ندارد.

ای زائر گرامی! 
از این گروه نیکوکار باش و به توصیه‌های ذیل عمل کن، باشد که خداوند همه ما را سودمند کند.

اول: قرآن مونس ما در زندگی

از راه قرائت، تدبر و عمل هرچه بیشتر به قرآن، این کتاب آسمانى را مونس زندگی خود قرار دهیم.    
آیا اخلاق پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم تجلى کامل اخلاق قرآنی نبود؟ خداوند خطاب به ایشان می‌فرماید: 

﴿وَإِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ﴾؛ «و تو اخلاق عظیم و برجسته‌ای داری!».

چه سعادتمند است کسی که به رسول ختمی مرتبت (ص) اقتدا کند و خلق و خوی قرآنی بگیرد.

دوم: اذکار و دعاهاى معصومین

دعاهای روایت شده از معصومین علیهم السلام همچون نوری است که ما را به سمت زندگی نمونه راهنمایی می‌کند. اگر مداومت بر خواندن ادعیه روز و زیارت عاشورا و التزام هفتگی بر دعای مکارم الاخلاق داشته باشیم، فرصتی گرانبها برای نزدیکی به اخلاق و منش بزرگان خواهیم داشت.

سوم: از صادقین باشیم

آیا مؤمنین اولیای هم نیستند که همدیگر را به معروف امر می‌کنند و از منکر بازمی‌دارند؟ آیا ویژگی مؤمنین از دیدگاه خداوند توصیه یکدیگر به صبر و حق و مهربانی نیست؟

بیایید دست هم را بگیریم و یکدیگر را در خیر و تقوا یاری دهیم.
چگونه؟
اگر از بندهای خود و وسوسه‌های شیطان رهایی یابیم، آسان خواهد بود.

الف: با افراد خانواده، دوستان، همکاران و هم‌درسان با هدف تحقق جامعه ایمانی و اصلاح جامعه یک گروه براى فعالیت‌های دینى اجتماعى تشکیل دهیم. شایسته است در این گروه‌ها افراد عالم و آگاه به علوم دینی و فقهی نیز حضور داشته باشند.   

ب: تأسیس مدرسه ابتدایی یا حتی مهد کودک، بهترین وسیله برای تربیت نسل آینده و اصلاح جامعه است. پس با توکل بر خدا به این مهم مبادرت کنیم.

پ: یاری به گروه‌های ضعیف جامعه، مستمندان آبرودار و ایجاد شغل برای افراد بیکار و به صورت کلی تلاش جهت از بین بردن محرومیت، بهترین کار در راستای تقرب به خداوند و کسب رضایت اوست.

ت: تأسیس هیئت براى زنده نگهداشتن یاد و راه اهل بیت (ع)، از طریق زیارت‌های گروهی عتبات و احیای مجالس عزاداری. و نیز براى عملى کردن سفارش حضرت امیر (ع) که می‌فرمایند: 

«إِنَّ اللّهَ عَزَّ وَجَلَّ اطَّلَعَ عَلَى الْأَرْضِ فَاخْتَارَنَا وَاخْتَارَ لَنَا شِیعَةً یَنْصُرُونَنَا، وَیَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا، وَیَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا، وَیَبْذُلُونَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ فِینَا، أُولَئِکَ مِنَّا وَمَعَادُهُمْ إِلَیْنَا؛ خداوند متعال به زمین نگریست و ما را انتخاب کرد و براى ما پیروانى برگزید که یاریمان کنند و از شادى ما، شادمان شوند و از اندوه ما، اندوهناک، و در راه ما جان و مال خود را نثار کنند، آنان از ما هستند و به سوى ما باز می‌گردند». 

برادران و خواهران گرامی!
آیا می‌دانید احیای دین و بزرگ داشت یاد پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) با هر وسیله ممکن چه فایده و بهره بزرگی دارد؟
بله، بزرگ‌ترین فایده آن این است که در بهشت برین هم‌جوار آن‌ها خواهیم بود.

اگر امت مؤمن و موالی اهل بیت (ع) بر علیه کاستی‌های خود قیام کنند و در اصلاح جامعه بر اساس شیوه اسلام مشارکت کنند، به سعادت و کامروزی نزدیک‌تر خواهند بود. و گرنه تنها تکیه و اعتماد به حکومت بدون مسئولیت‌پذیری یکایک افراد جامعه، چاره‌ساز نیست.

خداوند می‌فرماید: 

﴿إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا﴾؛ «اگر نیکی کنید، به خودتان نیکی می‌کنید؛ و اگر بدی کنید باز هم به خود می‌کنید».

بله، ملت صالح و نیکوکار به اذن خداوند در اصلاح حکومت و کوتاه کردن دست مفسدین نیز نقش فعال دارد.
ما پیرو سید الشهدا (ع) هستیم که فرمود: 

«وَانِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَلَا بَطِراً وَلَا مُفْسِداً وَلَا ظَالِماً، وَإِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی (ص). أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهَى عَنِ الْمُنْکَرِ؛ من برای جاه‌طلبی و کامجویی و آشوبگری و ستمگری قیام نکردم، بلکه برای اصلاح در کار امت جدم قیام کردم، می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم».

همواره راه و روش حسینی برای هر مؤمن، اصلاح است و این اصلاح در دو فریضه امر به معروف و نهی از منکر تجلی می‌یابد.